وبلاگ اختصاصی امیر
سلام علكم خوبستييييييد؟ بچه ها ممنون ازينكه تولدمو بهم تبريك گفتيد از بچه هايي ك تو وبشو براي من آپ گذاشته بودنم خيلي خيلي خيلي ممنونم مثل آرام جونم الناز جونم كيميا جونم شرمندم كرديد ايشا... تو عروسيتون جبران ميكنم
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
پيام نوروزي علي دايي از بيمارستان : ((ديل لسيدن بهتل از هلگز نلسيدن است)) تف . .
ســـــــــــــــــــــلااااااااام بروبچ نمیدونید که چقد خوشالم امروز از صبح که چشامو باز کردم زنگ خونمون بصدا درومد تا الان که وقت کردم بشینم پایه نت راستش فقط بخاطر تولد دوسته خوبم همیلا اومدم اومدم که تولد همیلا جون یکی از بهتریت و برترین دوست و بهترین لینکمو تبریک بگم همیلا جان تولدتو بهت تبریک میگم و همینطور عیدنوروز رو بهت تبریک میگم سال خوبی رو برات آرزومندم / ایشا... موفق باشی و سلامت این پست ناقابلم تقدیم میکنم به همیلا جون من از شخصیت همیلا خیلی خوشم میاد بخاطر یه ویژگی های خلصی که داره و من تو بین دوستام خیلی کم دیدم / مثلا روحیه ی قوی ای که در برابر مشکلات داره یا روحیه ای که با حرفاش به آدم میده خانم بسییاااااار دانا با درک با فهم امروز ۱ فروردین تولد همیلا رو بهش تبریک میگم حتما بهش سر بزنید http://www.zire-chatre-eshgh.blogfa.com/ سلام دوستای من / سال نورو به همتون پیشاپیش تبریک میگم این آپم تقدیم میکنم به همه ی دوستای خوبم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ با کسی باش که تو را توی جمع میخواد ..... ! هر۲بیتش یه عکسه اگه خواستید میتونید کپی بگیرید http://shaghayeghdelshikasteshode.mihanblog.com/ دووووووووووووووووووست دارممممم هر چه سعی کردم مردم بفهمند / افسوس ... فقط به من خندیدند ... (چارلی چاپلین ) دلگیرم ... دلگیرم از تمام الفبای بی کسی / به خصوص این چند حرف ت . ن . ه . ا . ی . ی تنهایی ... چقدر دوست داشتم یک نفر می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است چرا لبخند هایت آنقدر تلخ و بیرنگ است اما افسوووس ... افسوس که هیچ کس نبود . همیشه من بودم و تنهایی من و پر از خاطره آری / از کنارم گذشتی و حتی یکبار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانیست ... هیچ کس ... هیچ کس چشمی برایم تر نکرد / هیچ کس یک روز را بامن سر نکرد هیچ کس اشکی برای من نریخت هرکه با ما بود ... از ما میگریخت چندروزیست که حالم دیدنیست / حال من از این و آن پرسیدنیست ... آخر قصه مارا همان اول لو دادند / ... همانجایی که گفتند یکی بود یکی نبود /... پرسپولیس نیمه نخست بازی مقابل رقیب قدیمی اش را در شرایطی به پایان برد که یک گل عقب افتاده بود.دنیزلی و تیمش اما در ادامه مسابقه ای که بیش از 65 هزار نفر در سرمای تهران تماشاگر داشت،در دقایق 82،82 و 2+90 به گل رسیدند و پیروزی خود را تثبیت کردند.این در حالی است که پرسپولیس بخش عمده ای از نیمه دوم را به دنبال اخراج مهرداد اولادی،10 نفره بازی کرد اينم يه ياداوري از گذشته : پر گلترین بازی مربوط به بازی سال ۱۳۵۲ میباشد که در آن ۶ گل رد و بدل شدهاست و تیم استقلال با شش گل مغلوب پرسپولیس شد. دم همه پرسپوليسياااااااااااااااا گرمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم به همه پرسپوليسا تبريك ميگممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم بيايد همگي باهم يه جشني بگيريمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم هرجا سخن از پرسپولیس است دهان استقلال سرویس است . . . ! طرفداراي پرسپوليس جاشون اينجاست آجی شقایقم http://shaghayegh-tanhaaaaa.blogfa.com/ http://www.sahar-moshmoshak.blogfa.com/ ♥ سحر ♥ ۱ http://love-girl70.blogfa.com/ (نلی و سهراب جون ) ۲ http://sarina5250.blogfa.com/ (سارینا ) ۳ WWW.YEKIYEDOONE90.BLOGFA.COM ( خودم ) ۴ niloofar jo0o0o0o0o00n (نیلوفر) ۵ http://jashnerahayi.blogfa.coM www.ghahvetalkh.blogfa.com/ ۶ (النااااااز خانمم) http://www.zire-chatre-eshgh.blogfa.com (هميلاجون) ۸ http://diedark.blogfa.com/ ( مرگ ) ۹ http://yedokhteretanha.blogfa.com/ يه دخيه تهنا 11 http://www.har2tamoon.blogfa.com/ kimiyaaaaaaaaaaa 12 http://lyly2a.mihanblog.com/ lyly صبر کن سهراب... قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم... گفتی چشمها را باید شست...! شستم ولی... گفتی جور دیگر باید دید دیدم ولی... گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی... او نه چشمهای خیس و شسته ام را، نه نگاه دیگرم را، هیچکدام را ندید... فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: دیوانه ی باران زده............. سلام دوستای گلم امیدوارم هرجا هستید حالتون از من بهتر باشه من اگه دیر دیر میام برای اینه که امتحانام شروع شده منم انباشته کردم شب امتحانی بترکونم از دوست خوب و عزیزم که تو این مدت به وبلاگم میرسید و برام قالب گذاشت وااااااااقعا ممنونم دوست دارم به وبلاگ این دو عزیز سر بزنید حیفه که مطالبه خوندنیشونو از دست بدید http://diedark.blogfa.com/ میدونم که کسی نمیره سر بزنه نیتم تشکر کردن ازین عزیزانم بود دلم مثل دلت خونه ، شقایق
به وبلاگم سر بزنید و نظر بزارید... مر۳۰
اینجا جای عروسکمه الآن بر می گرده... *ضربان قلبمو روی خندهای تو تنظیم کردم پس بخند تا زنده بمونم ! واژه هاي درون قلبم را يك به يك مرور مي كنم عشق اشك انتظار بيقراري ديوانگي آرزوهاي محال نگاه عاشقانه و ... اما باز هم يك واژه را كم دارم آن واژه تو هستي آري من باز هم ( تو ) را كم دارم بعضي وقتا آشنايي باعث كشيده شدن آدم به سمت ارزش هايي ميشه كه ازشون لذت مي بره مثل دنياي شعرو شاعري كه تو دنياي من با يه اتفاق ساده شروع شد اتفاقي بنام دوستي / دوستي با دوست شاعرم روح الله ستايش احدي ... اين پست رو به پاس دوستي و مهرباني به ايشون تقديم ميكنم اینم سایت بی نهایت زیبا و دوس داشتنیش http://www.setayeshahadi.blogfa.com/ شعري از روح الله ستايش احدي وقتي از دست دل من دلتان ميگيرد وقتي از دست دل من دلتان ميگيرد نا خودآگاه دل تنگم ازآن مي گيرد آه جذابيتت باعث افتادنها ست دل يك شاخه كي از سيب جوان مي گيرد!؟ چيست فرق قفس و زندگي ام وقتي كه ديگري دست تورا با هيجان مي گيرد دلم از منظره ي شهر غم انگيز شما تا دل دامنه هاي همدان مي گيرد مي روم بلكه سفر حال مرا خوب كند از تماشاي من احوال جهان مي گيرد من به خيري كه از تو بر من نازل مي شود سخت محتاجم ! سخـــــت محتاج هر خاکی که نباشی، قدمهای من هم سست خواهد شد فدایت شوم خسته ام از نبودنت
یاد اخرین نگاهت هنوز از یادم نرفته یاد اون لبخند نازو یاد اون لبهای بسته یاد اون چشم درشتی که سیاهه مثل روزم که دارم از انتظارت مثل یه شعله می سوزم یاد اون عشق قشنگی که شده همه وجودم یاد اون نگاه گرمی که اگه نبود نبودم یاد اون همه ستاره یاد اون همه شقایق یاد اون دلی که حالا شده مثل لیلی عاشق یاد اون بغضای تلخو یاد گریه های گرمم فکرشو بکن که بی تو من همش بارون دردم یاد تو توی خیالم شده قبله گاه عشقم چشمکای اون ستاره میگه با تو تو بهشتم یاد تو یه اشیانه س توی قلبم واسه موندن یاد تو یه شعر تازه س یا ترانه واسه خوندن من به خيري كه از تو بر من نازل مي شود سخت محتاجم ! سخـــــت محتاج خداوندا خدایا کفر نمیگویم، خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است… بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس، رقص باد نغمه ی شوق پرستو های شاد خلوت گرم کبوتر های مست نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار! خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک- که می خندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب! ای دل من گر چه در این روزگار، جامه ی رنگین نمی پوشی به کام باده ی رنگین نمبینی جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت، از آن می که می باید تهی است ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی در نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد، آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ هفت رنگش میشود هفتادرنگ! " فریدون مشیری" اینجا فرشته ها همه گریانند رفتم زیر بارون.دستامو باز کردم و صورتمو رو به اسمون گرفتم. گذاشتم اشکام با قطرات بارون یکی شن.من عاشق بارونم چون هر چه قدر گریه کنی کسی نمیفهمه.عاشق خیسیه بارونم چون وقتی زیر بارون خیس میشی انگار یه جورایی پاک میشی... من عاشق دوست داشتنم چون وقتی فکرت مشغول باشه چون وقتی کسی رو داشته باشی برای دوست داشتن... دیکه هیچ وقت شیطون نمیتونه بیاد تو دلتو خوشیاتو ازت بگیره.من... ای بابا چه قدر بگم من خسته شدم....بسه دیگه اگه به منه تا شب میگم عاشقه اینم عاشقه اونم.اصلا بیخیالش...ما یه عشق داریم اونم واسه هفت پشت که چه عرض کنم واسه هفتاد پشتم کافیه.... کاش شما هم حد اقل یه عشق داشته باشین....
وایِ باران ... باران شیشه ی پنجره را باران شست. از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران... باران پر مرغان نگاهم را شست. خواب رویای فراموشیهاست! خواب را در یابم که در آن دولت خاموشیهاست. من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم و ندایی که به من می گوید: گر چه شب تاریک است دل قوی دار اندکی صبر سحر نزدیک است میلاد حضرت مهدی رو بر شوما و خانواده محترمتون تبریک میگم سلام به همه شوما دوس موسای گلم / خوبیییییییید؟ منم خوبم ولی ناراحتم چه کنم کاریش نمیشه کرد من برا یه مدتیییی یا اصلا نمیام تو وب در ضمن از همکاری همتون ممنون پس بای ((بگذارید و بگذرید / ببینید و دل مبندید / چشم بیندازید و دل مبازید ... که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت...)) سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل اگه از رنگش خوشتون نمیاد یا وقت خوندنشو ندارید تو ورد کپی بگیرید سر فرصت بخونید وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم . تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و از من خداحافظی کرد ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم . روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم . يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلی فرا رسيد ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلی ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشی دنيا هستی ، متشکرم و از من خداحافظی کرد ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم . نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جديدی شد. با مرد ديگه ای ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوری فکر نمی کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم" ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم . سالهای خيلی زيادی گذشت . به تابوتی نگاه ميکنم که دختری که من رو داداشی خودش ميدونست توی اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختری که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزی هست که اون نوشته بود : ای کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گريه ! اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه. راستی با این دعا کردنتون درس آمارو شدم ۲۵/۱۰ دیروز در آستانه معبد ایستادم تا درباره اسرار و مزایای عشق از رهگذران بپرسم . پیرمردی خمیده از کنارم گذشت و گفت : عشق یک ضعف غریزی است که از انسان نخستین به ارث برده ایم جوانی تنومند از کنارم گذشت و با شادی گفت : عشق اراده ی انسان است که در نهاد ما قرار دارد و آینده ما را با گذشته ی نسل ها پیوند می دهد زنی اندوهگین از کنارم گذشت . گفت : عشق زهر کشنده ایست ، مارهای سیاهی که در غارهای دوزخ بسر میبرند و زهر خود را در فضا منتشر می کنند تا به صوورت قطره های شبنم فرود آیند و جان های تشنه را اندکی مدهوش ، آنگاه یک سال هوشیار و سپس تا ابد بکشند !... مرد نابینا و عصا به دست از کنار من گذشت وناله کنان گفت : عشق مه غلیظیاست که آدمی را از هر طرف فرا میگیرد و نشانه های وجود را از او محو می کند تا چیزی جز سایه های لرزان در میان تخته سنگ ها نبیند و جز فریادشان را که از قعر دره ها می اید نشنود جوان تار به دستی از کنارم گذشت . نغمه کنان گفت : عشق شعاعی افسون کننده است که از اعماق ذات بیرون می آید و اطراف آن را روشن می کند تا جهان را در مرغزار و زندگی را به صورت خوابی زیبا ببیند پیر مرد سالخورده و کمر خمید از کنارم گذشت و در حالی که می لرزید و پای خود را با زور می کشید گفت : عشق راحتی جسم در آرامش گور و سلامتی نفس در درون ابدیت است کودکی پنج ساله از کنارم گذشت و خنده کنان فریاد زد و گفت : عشق پدر و مادر من هستند هیچچ کس به اندازه آنان عشق را نمیشناسد و چون شب فرا رسید و عبور رهگذران متوقف شد ، صدایی از درون معبد شنیدم که می گفت : زندگی دو قسم است ، نیمی ا زآن جامد و نیم دیگر شعله ور و عشق آن نیمه شعله ور است من نمی توانستم سخنی بگویم بناب ر این به سکوت پناه بردم که ((تنها زبان دل آدمی است)) ای کاش علی شویم و عالی باشیم
همسفره کاسه ی سفالی باشیم چون سکه / به دست کودکی برق زنیم نان آور سفره های خالی باشیم ((تولد شاه ولایت و تجلی رحمت بر همه مردان مبارک))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه؟ روز مادر طلا فروشی شلوغ میشه ، روز پدر جوراب فروشی ها ، حالا شباهتشون چیه؟ پول هر دو از جیب بابایی میره /... قلبت كه ميزند، سر من درد ميكند اين روزها سراسر من درد ميكند شايد تو وصلهي تن من نيستي، چقدر جاي تو روي پيكر من درد ميكند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در خواب ناز بودم ...
دوست دارم همیشه همرنگ صداقت باشی .
همسرم روزت را تبریک گفته و هزاران هزار شاخه ی روز صورتی را به همراه تمام عشق که
السلام ای درخت نور بر تنت همیشه رخت نور
وقتي از دست دل من دلتان مي گيرد
ناخودآگاه دل تنگم از آن مي گيرد وقتي از ناز تو آهنگ غزل مي سازم نفسم در لب آواز بنان مي گيرد آه ! جذّابيتت باعث افتادنهاست دل يك شاخه كي از سيب جوان مي گيرد؟! چيست فرق قفس و زندگي ام وقتي كه ديگري دست تو را با هيجان مي گيرد كوه هاي كرج از حال بد من دارد تا دل دامنه هاي همدان مي گيرد مي روم بلكه سفر حال مرا خوب كند از تماشاي من احوال جهان مي گيرد شاعر " روح الله ستايش احدي "






...........................................................................
اين يارو مرد فقط يكمي به صورت مرموزانه مرده يعني براثر تصادف نمرده
ازونور به قتل رسيده حالا من درجريان نيستم
ولي اين اعلاميه رو از روزنامه عكس گرفتن منم براشما گذاشتم
براي شاديه روحش همه باهم بزن اون كف دست قشنگه رووووو
.............................................................................
يه خبر بده ديگه
اوني كه بهم اخطار داده بود عكسمو بردارم وگرنه هكم ميكنه
دوباره بهم اخطار داده شيطون
اخطاراش منو كشتههههههه

آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را "نامردی" میخوانند .... !
كسـی كـه نگـــاهــت را نمـی فهـمـد؛
تــوضیـح هــای طــولانــی ات را هـــم نخواهد فهمید ..... !
باد با چراغ خاموش کاری ندارد
اگر در سختی هستی , بدان که روشنی ....... !
هیــچ گــاه خــودت را بــرای کســی شـــرح نـــده ،
کســـی کـــه دوســتـت دارد نیـــازی بـــه ایـــن کـــار نـــدارد ،
و کســـی کـــه دوســتـت نــدارد هــرگــز آن را بـــاور نخـــواهــد کـــرد ..... !
هیچوقت نذار یه نفر همه چیزت بشه .
چون وقتی بره دیگه هیچی نداری ......








![]()
![]()


![]()

http://wondergril.blogfa.com/
http://www.setayeshahadi.blogfa.com/
چشام دریای بارونه ، شقایق
مث مردن می مونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من ، یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه ها نیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یک نفس از من جدا نیست
شقایق آی شقایق ، گل همیشه عاشق
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمی شه
عزای عشق غصه ش جنس کوهه
دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق
تو بودی
تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه های بی کسی برد
شقایق وای شقایق ، گل همیشه عاشق
دویدیم ، دویدیم و دویدیم
به شب های پر از قصه رسیدیم
گره زد ر نوشامو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت
خدا بود
نه تو گلدون ، نه توی قصه ها بود
حالا از تو قفط این مونده باقی
که سالار تموم عاشقایی
شقایق ای شقایق ، گل همیشه عاشق
شقایق وای شقایق ، گل همیشه عاشق
تا ته شب
سياهي بعضی وقت
حتی،
بهتر از سفيديست
با من بگو از راز آفتاب
روزی که تمام کرد
سفيدي بعضی وقت
حتی،
بدتر از سياهيست
سياهي نماد آرامی و
سفيدي نماد جنب و جوش
چه صلح های سپید که
به سياهي نگروید
شنیدی که
دست دوستی با سفيدي دراز کرد
ولی،
آخر به زخم کین رفت! ...
![]()

زندگی را با تو میخواهم
خنده های بی ریـا را از لبانه گرمـه تـو دوست دارم ![]()
زندگی را با تو می خواهم
جز تو هرگز با کسی از فردا نخواهم گفت ![]()
زندگی را با تو می خواهم
با تو آری ، بــی تو سراسر درد و اندوه است ![]()
زندگی را با تو می خواهم
با تو می خندم ، با تو می گریم ، بـــی تو میمیرم ![]()



هر زمان که بخواهی از کنارت خواهم رفت


تا بفهمی چه باشم چه نباشم ، عاشقم


هر کجا باشم در قلبم خواهی ماند و به عشق تو،
با یاد تو، با عکسهای تو، با مهری که از تو در دلم جا مانده

زنده خواهم ماند...

تا زمانی که نفس میکشی ، نفس میکشم به عشق نفسهایت

که هر نفس آرامش من است ،


هر نفس امیدی برای زندگی عاشقانه ی من است

وقتی نیستی گرچه سخت است سرکردن با اشکهایی

که میرزد از چشمانم

اما این عشق تو است که به من شوق اشک ریختن را ، 
شوق غم و غصه لحظه های دور از تو بودن ،

شوق دلتنگی و انتظار را میدهد...

این عشق تو است که به من فرصتی دوباره میدهد

میترسم ، میترسم ، میترسم !

یک سوال در دلم مانده که میترسم از تو بپرسم!

میخواستم بپرسم که :

عزیزم هنوز مرا دوست داری؟؟؟؟؟


تنها مونس خلوت دیوانگی هایم شدی
کاش اینجا بودی
آنوقت نمی شناختم هیچ اقلیمی را...
کاش با من در این کوچه های تاریک قدم میزدی
بلند بلند میخندیدی
صدایت خفتگان بی عشق را تا ابد بیدار نگه میداشت
بیشتر بخند
سبز میشوم با لبخندت
امان از روزی که بخندی و به من خیره شوی، مثل همان شبی که گفتم... و تو بلند خندیدی و به من خیره شدی...
آب شدم از بودنم
کاش آغوشت با من بود
انگار خدا سرجنگ دارد با آعوش من
از دور به تو می نگرم
بی آنکه بدانی
بفهمی
امیدم این است که همان دور بمانی
دورتر نشوی
خسته
تقدیرم را زیبا بنویس :
کمکم کن آنچه را که تو زود میخواهی
من دیر نخواهم و آنچه را
که تو دیر میخو اهی من زود نخواهم
پروردگارابه من بیاموز
دوست بدارم کسانی راکه
دوستم ندارند
عشق بورزم به کسانی
که عاشقم نیستند...
به من بیاموز
لبخند بزنم به کسانی که
هرگز تبسمی به صورتم ننواختند...
محبت کنم
به کسانی که محبتی درحقم نکردند
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است![]()
![]()
![]()
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند
اینجا نشسته بر سر هر راهی
دیو دروغ و ننگ و ریاکاری
در آسمان تیره نمیبینم
نوری ز صبح روشن بیداری
بگذار تا دوباره شود لبریز
چشمان من ز دانهء شبنمها
رفتم ز خود که پرده در اندازم
از چهرپاک حضرت مریم ها
بگسسته ام ز ساحل خوشنامی
در سینه ام ستارهء طوفانست
پروازگاه شعلهء خشم من
دردا،فضای تیرهء زندانستبا این گروه زاهد ظاهر ساز
دانم که این جدال نه آسانست
شهر من وتو ، طفلک شیرینم
دیریست کاشانه شیطانست
روزی رسد که چشم تو با حسرت
لغزد بر این ترانهء دردآلود
جوئی مرا درون سخنهایم
گوئی بخود که مادر من او بود
از اینکه اینو مینویسم /![]()
خدافظی یادت نره ![]()
به موهای مواج و زيبای اون خيره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و از من خداحافظی کرد
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زمانی هيچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلی خوبی داشتيم " ، و از من خداحافظی کرد
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من يه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.



قلبت كه می زند نيمهي چپ من تير ميكشد تب كرده، نيم ديگر من درد ميكند
تحريك ميكند عصب چشمهام را چشمي كه در برابر من درد ميكند
هي سعي ميكنم كه تو را كيميا كنم هي دستهاي مسگر من درد ميكند
دير است پس چرا متولد نميشوي؟! شعر تو روي دفتر من درد ميكند
(نجمه زارع) 

بوستان هستی ، تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی ، تو را دوست دارم و می ستایمت .
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت , رحمت و عزت می طلبم . . .
روزت مبارک همسر عزیزم . تنها تکیه گاه منی دوستت دارم . . .
موجودیم است تقدیمت می کنم قربونت برم بدون که همیشه دوست داشتم دارم و
خواهم داشت . . .
همسر عزیزم زن زندگی من بدان همیشه و در هر شرایط دوستت دارم. عاشقانت همه
نامی و نشانی دارند آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم.
روزت مبارک عزیزم . . .
ای الهه ی وفا و عشق ای تو خوبی و صفا و عشق
پاکی از وجود پاک توست عشق قلب سینه چاک توست . ![]()
نهد پا در جهان دخت محمد-ص / به راهش از جهان گلریز حور است . . .
گفتا زجای برخیز، / عالم پر از صفا شد
ظاهر فروغ زهرا-س / از بیت مصطفی شد . . .
آنان که دیده بستند از خدمت خدیجه / کی می توان ببینند این عزت خدیجه . . .
برخیز نما شادی، ایام سرور آمد / چون باز دری بر خلق از روضه ی رضوان شد . . .
مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . . .
روزت مبارک
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم…
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
تو رنگ آفتابی،
شب که می رسد، مثل ستاره،
گوئیا مهتابی
مادر خوبم، روزت مبارک
کاشکی می شد بهت بگم
چقدر صدات و دوست دارم
لالایی هات و دوست دارم
بغض صدات و دوست دارم
صفحه ی گیتی مصفا
بیت احمد طور سینا
پا نهد زهـــرا به دنیا
ای لطیف ترین گل بوستان هستی،
ای باغبان هستی من،
گاهِ روییدنم باران مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند.
گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد
روزت مبارک مادر
ادامه مطلب
| Design By : Night Melody |






















